ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

169

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

خود بهره‌مند كنى ( نه بر حسب مساوات ) گفت : آنها اسلام را براى اجر و ثواب آخرت پذيرفته‌اند و خداوند در آن جهان به آنها مزد خواهد داد . اين جهان فقط براى تبليغ و هدايت است . او روپوشها ميخريد و ميان بيوه زنان توزيع و تقسيم مىكرد . چون ابو بكر درگذشت عمر رجال درست كار و امين را جمع كرده به حساب بيت المال پرداختند در حساب جز يك دينار كم و كاست نديدند آن هم كنار افتاده بود آنها همه درود بر ابو بكر گفتند . ابو صالح غفارى گويد : عمر شبانه بزندگانى يك زن كور رسيدگى مىكرد ( مساعدت مىكرد ) او را نگهدارى و پرستارى مىنمود . هر وقت نزد او مىرفت مىديد پيشاپيش او شخص ديگرى سبقت كرده كارهاى وى را انجام ميداد او كمين شد كه بداند آن شخص كيست كه بدين كار نيك مبادرت مىكند ابو بكر را ديد كه در خفا به كارهاى او رسيدگى ميكرد آن هم در زمان خلافت . عمر چون او را ديد گفت : بجان خود سوگند كه تو همان هستى . ( همان مردى كه كور را پرستارى مىكند ) ابو بكر هم گفت : فرزند حفص عمر است ( مقصود آفرين بر تو ) چون هنگام بدرود رسيد عائشه در حال نزع بر سر او ايستاد و گفت : لعمرك ما يغنى الثراء عن الفتى * اذا حشرجت يوما و ضاق بها الصدر بجان تو سوگند دارائى سودى نخواهد بخشيد اگر مرد دچار جان كندن شود و سينه او بر نفس او تنگ گردد . آيه قرآن : « جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ » بىهوشى مرگ به حق رسيد و آن اين است كه تو از آن پرهيز ميكردى و كنار مىگرفتى . گفت : « بعائشه » من به تو ديوارى را واگذار كرده بودم . من از آن نگرانم تو آن را بوارثين من برگردان آنها برادران و خواهران تو هستند . گفت ( عائشه ) دومى كيست ؟ ( چون يك خواهر بيش نداشت و او دو خواهر و دو برادر ياد كرده ) او فقط يك خواهر است كه اسماء باشد . ابو بكر گفت او در شكم مادر است كه دختر خارجه باشد مقصود زن ديگر خويش كه حامله بود و ام كلثوم